یادم می اید کسی گفت : هیچ گاه دل نبند … انتهایش فقط تلخی است ! تلخ است خیلی تلخ ! کاش فقط دل دادن باشد …زندگیت را می دهی ! دلت را می دهی … می شوی بی دل ! یک بی دل تنها … حالا باید دنبال یک نفر باشی تا دنیای غم الودت را پر کند ! یک همراه … اما دیگر دل نداری که شیرینی یک عشق دوباره را تجربه کنی ! مجبوری گاهی برای تنهاییت ادمی را انتخاب کنی … اما خودت می دانی هیچ گاه نمی تواند راضی ات کند ! خودت میدانی که نمی توانی بدون داشتن دل دوستش داشته باشی ! گاهی می نشینی ارام فکر میکنی ! یک سوال مدام در گوشت می پیچد !؟ اینکه چه کم داشته ای که تورا نمی خواست ؟ تلخی اش را تحمل نیست …شیرینی اش برای خودت ! کنارم نیا … من دل ندارم برای تو ! من عشق نمی خواهم دیگر !
1392/07/16 - 23:16 در
تنهایی من