دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همیشه یه صندلی هست که خاطرات در اونجا شکل میگیره ...خیلیا ممکنه این صندلیشون تو پارک باشه ...یا بعضیا ممکنه تو کافی شاپ باشه ...ویا سینماو... حالا هر کی دوس داشت میتونه بگه خاطراتشون تو کجای این سرزمین اتفاق افتاده ...!!!

1392/07/17 - 02:38
8 ديدگاه
√ ∂нαмε

صندلی من یه جای دنج رو به دریا تو چابهار ...

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 36 دقيقه قبل
√ ∂нαмε

دلم میخواد دوباره برگردم ...
دوباره برگردمو ببینم باز اون نشسته و منتظرمه ...
اخم کنه بهم بگه حامد خو قرار بود زودتر بیای باز که تو دیر کردی ...!!!
منم بگم عزیزم خو حالا که هستم...
حالا اون اخمارو جمع کن بخند...
تا برات یه چیزی اوردم که ببینی ...
اونم میگفت زود باش بگو چیه ...
میگفتم نه دیگه خرج داره ...
میگفت چیه ....
هر موقع منو گرفتی بهت میدمش ...
وای ...
دیگه نمیتونم بگم ....اشک تو چشام جمع شد ...
میدوید دنبالم تا منو بگیره ...
میرفتیم تو ساحل گم می شدیم ....
بعد خودمو مینداختم زمین تا بهم برسه ...
میومد نفس نفس زنان میگفت چی بود حامدی ...
زود باش دیگه گرفتمت باید بدی ...
میگفتم خو چشاتو ببند دستاتو بیار جلو ...
دستای نازشو میاورد جلو ...
منم دستاشو میگرفتم میذاشتم روی قلبم میگفتم حسش میکنی ...
می گفت اره ...
میگفتم چیه ...
میگفت صدای زندگیمه ...
میگفتم خو چی بهتر از این ...
ماله تو ...
اونم اروم مینشست پیشم میگفت میدونم برای منه ...
وبرای من میتپه ...
ولی تو باید ادم بشی تو دستش شن جمع میکرد میزد تو صورتم ...
اونقد میریخت که خسته میشد ...
باز از اون شبا شد برام ....

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 23 دقيقه قبل
maryam santor

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم كنی

شاید امشب سوزش این زخم ها را كم كنی

آه باران من سراپای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كنی

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبل
√ ∂нαмε

ببار که دلم دلتنگ اوست ببار که شاید در صدای دلنشین تو طنین صدای او را بشنوم ببار ای باران .

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 4 دقيقه قبل
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )

منم يه صندلى دارم, توى يه پارک جايى که يه نفر ترکم کرد و براى هميشه رفت..... ازدواج کرد بعد چن سال اتفاقى پيدام کرد ميخواست دوباره ارتباط داشته باشيم..... منم همون صندلى و رفتار زشت اون شبشو براش يادآورى کردم........

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایل
√ ∂нαмε

مرسی شیرین جون
ایشالله از این به بعد یه زندگی توپ داشته باشی

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 38 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)