دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قبل از اینکه برم بخوابم ی چیز بگم.........امروز بابام جلسه داشت ساعت 2 باید میرفت 1 اومد خونه ناهار بخوره اما تنها نبود دوتا از دوستاشم بودن.........اینقدر قربون صدقه مامانم میرفت ی سر میرفت پیش اونا باز میومد ی لبخند میزد به مامانم میرفت.......یوخ مامانم بهش گیر نده که چرا بی خبر مهمون اوردی...خداروشکر غذا به اندازه همه بود اما منو داداش بزرگه رو دل کردیم بس خندیدیم به کار بابام

1392/07/18 - 16:19
5 ديدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)