چرا باید به امریکا بدبین بود؟ یکی از وظایف مذاکره کنندگان این است که تا حداکثر مقدار ممکن خوش بین باشند. حدی از خوش بینی لازمه مذاکرات است. هیچ مذاکره ای با بدبینی مطلق به نتیجه نمی رسد. اما میان خوش بینی و ساده دلی فرق بسیار هست. مذاکره کننده اگر سادگی کند یعنی اولا نتواند اهداف پنهان و واقعی طرف مقابل را از اهداف آشکار و اعلامی اش تمییز داده و راهبرد خود مطابق با هدف های واقعی طرف مقابل تنظیم کند و ثانیا به اصل حصول یک توافق مشتاق تر باشد تا وسواس به خرج دادن برای رسیدن به یک توافق خوب؛ آن وقت اتفاقی که رخ می دهد این است که مذاکرات به صحنه دیکته درخواست های یک طرف به طرف مقابل تبدیل می شود. فارس- هم آقای روحانی و هم دکتر ظریف تا کنون مکررا گفته اند که گذشته ها گذشته و تجربه مذاکراتی سابق دیگر تکرار نخواهد شد. این حرف اما با خوش بینی که تیم جدید هسته ای درباره مذاکرات ژنو به جامعه منتقل می کند چندان همخوان نیست. اگر بناست تجربه مذاکراتی قبلی –بویژه تجربه تلخ 82-84- تکرار نشود، تیم فعلی عمیقا نیازمند آن است که از میزان خوشبینی خود بعه 1+5 اندکی بکاهد و آن را با مقادیری احتیاط، تردید