دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سرکلآس زبان فارسی دقیق نشسه بودم روبرومعلم بداون هی تمرین حل کرد درس داددرس پرسیدمن همچنان داشتم واسه خودم نقاشی میکشدم,یهودوسم گف داره بدنیگات میکنه الآن خلی شیک میادبیرونت میکنه,همچنان ادامه دادم ک یهواومدبالاسرم ازشماچ پنهون نزدیک بودجان بجان تسلیم بگم ازترس ک اومدنقاشی وبرداشت ک فوشم بده ی نیگاانداخت بهش ی لبخندزدگف ن حالابدم نکشیدی قشنگه خوشم اومدولی تمریناروبگیرازبچه هابنویس,ینی من:خرذوق بچه ها:فوش برمن معلم:لبخنداصن ازش بعیدبود

1392/07/21 - 20:36 توسط موبایل
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)