نخواستم هیچ کسی اینو بدونه که عشق تو همش دلواپسی بود کنار تو نشستن عین غصه ، یه چیزي مثل حس بی کسی بود کنار دستاي سرد تو بودن منو از هرچی عشقه سیر کرده توو روزاي خوش جوونی من ، غم تو زندگیمو پیر کرده حسابش رفته از دستم خدایا ، چقدر تحقیر شد قلب صبورم نمی تونم بگم دوسش ندارم ، کنارش هستم و انگاري دورم حواسش پیش من نیست و نمی خوام حواسم سهم عشق دیگرون شه صداي گریه هامو هیشکی نشنید ، نمی خوام لحظه هام بارونی باشه نگاهش می کنم میگه عذابم ، میگه هیچ حسی به شعرام نداره نگاهش معنی غم میده و این دلم بازم واسش یه بی قراره