اینکه برام دعا کرده بودن رو خصوصی بهم گفتن...اینکه حرم اون ائمه ی رفتن که ارزوی یه بار زیارتش به دلم مونده رو و برای من همونجا دعا کردن رو ولی به قول خودشون نمیتونن بهم خطاب بدن شاید ناراحتم کنه...اینکه من نمیتونم از شرمنده گی چی بگم و اینکه چقدر عنق به نظر رسیدم که یه دوست به این زلالی نتونستن خطاب بهم بدن ...فقط میتونم متشکرم دوست خیلی بزرگوارم...خیلی کمتر از اونی چیزی ام که فکرشو کردید که فکرشو میکنید...منم دوست داشتم بهتون خطاب بدم الان توی دیدگاه همین پست ولی پست دادم بی خطاب .
1392/07/27 - 13:54 در
شب نامه
جز خجالت چی میشه برای روح من این محبت شما..
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبلتو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.