دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد از سه ماه تابستون که خیلی خیلی کم تو سالنامم یادداشت میزاشتم. امروز رفتم سراغش، چند ورق از گذشته زدم. . . چه صحبت هایی که نشده توش! الان حالت تعجب، بهت، آرامش، دلشوره و کلی پاردوکس دیگه در من تجلی پیدا کرده!

1392/07/27 - 14:35 در روزنوشت
10 ديدگاه
گـلـپــری

مریم تو شوکم ، شوک

روز آخر سر سفره ماه رمضونم با تو افطار شد

داشتیم در مورد کیک پزی باهم sms بازی می کردیم

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 32 دقيقه قبل
elysiume

چرا شوک؟!

آره یادمه. . .خیلی خوب بود یادش به خیر. . .

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبل
گـلـپــری

برای نوشته های توی سالنامم

یسک خیلی افطار کوفتم شد ولی آی چسبید

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبل
elysiume

کوفت همیشه میچسبه. . .نوش جونت

خب خوابت چی بوده خب؟

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبل
گـلـپــری

خب نمیشه گفت اصن

آره اونم با سس اضافه جالبه خوابم رو یادم رفته بود ولی اینکه اون روز سر سفره داشتم باهات sms بازی میکردم جای دعا کردن رو یادم نرفته

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 21 دقيقه قبل
elysiume

اره منم یادمه همیشه. . .

منم خودم شبیه دعا بودم همین که پیشت بودم ینی یه عالمه دعا و چیزای خوب

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبل
elysiume

ینی این کی میتونه باشه که به من این حرف رو زد؟

12 سال و 11 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)