دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قبل ِ تو عشق سزاواری نبود که بخواهم وصله بر پیراهنم شود وُ بخشی از دنیام ........ قبل تو شب بودم ُشب بودم مُدام! ........تو نه فانوس بودی نه شمع وُ نه چراغ !........ تو "مَرد" بودی ..........تنها ! "مرد تمام عیار ِ عشق" ...........

1392/07/27 - 22:42 در بافندگان زنجیره عشق
3 ديدگاه
آیینه ی خیال

تو "مَرد" بودی تنها !
"مرد تمام عیار ِ عشق"

با دو عدد مردمک ِ شفافــــــــــــــ
که دلم ضعف رفت برای اولین بار
که نبضم یک طور خوبی زد
که ریخت تمام بنیادم را
که شکست من را
که کسی در من از خواب پرید
با یک سطل آب ِ یخ ِ بی هنگام ....

حالا
چه خوب است که شنیدم چشم هایتـــــــ را
از دوردست ترین دوردست ها
که نه بدانی چگونه ام دُچار !
نه بدانی چگونه ست کیفیت این عشق

نه چون میخواهم، بتوانمت !!
نه چون میخواهمت ،
بخواهی من را ....

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل
آیینه ی خیال

چه خوب است اما !
چه خوب استــــ که به حداکثر غلظتــــ
زنده ای در من ...

خوب است که بوئیدنی ترین هوای ِ دنیایی
وَ معنی داده ای به تمام واژه ها

خوب است که همه ی نگاهم
بند ِ چشم های ِ سیاهت شد وُ من
اولین بار فهمیدم :
قاصدک ها چرا میچرخند با باد
شمع ها چرا میسوزند به اشتیاق
ابرها چرا گریانند وُ
شقایق ها چرا داغ دار....

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبل
آیینه ی خیال

حالا توی ِ کوله پشتی ِ زنی جا میشوی
که کشداری ِ جاده ها را
به لبخندی
به سخره میگیرد

میرقصد به شوق در این راه !
وَ بغض های گاه وبیگاهش را
توی ِ جیب های صبورش می ریزد وُ
شعر میشود
در کوچه پس کوچه های ِ خواستن های مُدام

دود میکند باید ها را !
دود میکند ، حسرت و نیاز !!

وَ رد میشود از سلسله مراتب عشق
پله پله
پای کوبان !

رد میشود از نامرئی ِ لبخند ِ تمام ِ مردها !
وَ در خیال ِ آغوش ِ تو
خرج می کند
تمام ِ زنانگی اش را

به روزشمار تقویم جیبی اش :

از حالا
تا خط پایان دنیا ...

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)