دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه قدیما بهونه پیدا میکردم تا یه پاکت نامه بخرم...یه کاغذ سفید...با وسواس آماده میکردم...خب حالا چی بنویسم؟..از یه نقطه شروع میکردمو با یه نقطه تموم میشد..یادش بخیر...با زبون در پاکت رو خیس میکردمو میچسبوندمش...مزه تمبر رو بیشتر دوس داشتم...هنوز آماده نشده...فرستنده: امیر...گیرنده: ناشناس ... سلام ناشناس، هوای اینجا بد نیست، منتها تنگیه نفس بخاطر دل سوخته آدما امونمو بریده...لحظه هامون بی تاب دلخوشی، دنبال نفس گرمیه که یخ قلبامونو سبز ِ دشتی بسازه پر از شقایق...کاش اینجا بودی و با هم قدم میزدیم، نهالک جوان خمیده ای رو بلند میکردیم...گاهی هم مینشستیمو به هم تکیه میدادیم...مسابقه تماشا کردن میدادیم، هرکی بیشتر خوبیهارو چید بَرَنده است...ناشناس، سالهاست نامه هایت را به خودم پس میدهند...شاید گیرنده خودم باشم...مثل خیلیا که نامه هاشونو پستچی میرسونه دست خودشون...مثل شماها که میخونین..رهگذر

بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)