دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حنانه
حنانه
hanahoseini

برادر زادم شمشیر پلاستیکیشو برداشته میگه من جومونگم بابام تسونگه!! عمه حنانه ام دوستم سوسانوئه !!!! بعد مثلا باباش کشتتش وسط خونه دراز کشیده چشاشو یسته من حواسم نبود بعد آروم به باباش میگه سوسانرو صدا کن بگو من مردم بیاد گریه کنه!! منم رفتم کلی بالاسرش جیغ کشیدم آخرشم بوسش کردم زنده شد!!

1392/07/30 - 16:01 در چیزای خوب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)