مه نه طلبه بد تو بودم و نه طالب پشت کردن به دلخوشیات . نه یه درد بندازم پشت دردات. فقط میخواستم چیزایی رو که هه و نمیبینی رو جلو چشات ردیف کنم که ببینی کجای این دلخوشی وایسادی اینکه میسوزونتم این راهیه که اولشو گرفتی و دلت خوشه به تهش .تهی که میدونم فقط یه چی بهت میماسه اونم یه دل تنگه ...میدونم کفری ا مه ،طوری نی ،ما به شاکی شدن ملت سر حرف حق عادت داری ، خیلی وقته این جماعت ا حق شاکین ، چون حق شکل ارزوهاشون نی ... پس خورده نمیگیرم فقط خواستم بدونی هیچی ا این جرفا به مه نمیماسه که بخوای فکرای بد ردیف کنی پشت سرم که چیزی دستمو میگیره یا ته ته دلم حسادته ، حسادت مال ادماییه اول تموم شدنن و زور میزنن به یه جایی گیر بشن ولی ما ته تموم شدنیم و زورامونو میزنیم واسه رفتن ، نه موندن ... حالتم حالیمه ، اینکه حریف دلت نیستی و اول اخرش فحشه که ردیف میکنی پشت خودت و مه ... اگه هم میگی گور بابای فک زدنای مه و اینکه ته ته همشون چرت گفتنه ... اگه میخوای برگریدی به اون چیزی که بودی مایش یه غلط کردمه ... بگو و بچسب و ببین ته ته حرفامو که سر ته ته دلخوشیات میاد ... ولی مه پشیمون حرفایی که زدم نیستم