دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

درخيابان از جلويم رد ميشوند دست در دست هم.بالبخند. مرد دستش را دور كمر زن انداخته و با عبور هر عابري زن را به سينه اش محكمتر ميچسباند.در دانشگاهم باز هم دست در دست.وقتي سوار تاكسي ام بازهم دست در دست.چشمانم را مي گردانم تا نبينم.عينك ميزنم تا بغضو اشكم را كسي نفهمد..اشك ميريزد..پنهان شدني نيست حسرت در چشمهايم و لرزش چانه ام از بغضي كه سعي در پنهان كردنش دارم...

1392/08/06 - 05:36
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)