دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شالوده های حسرت و درد محكم است ! می دانم... ای كاش نوشداروی خواهشم افاقه ای می كرد، سهراب قصه روی دست رستم است ! می دانم... گفتی كه باز میگردی وقت چیدن گندم ، آن وعده های سر خرمنت مرهم است ! می دانم.... قدر زلال جاری باران را نفهمیدم ، امروز كه قحطی آب و شبنم است ! می دانم ............

1392/08/06 - 22:41 در عاشقانه زیستن
1 ديدگاه
alla

از بس كه غم تو قصه در گوشم كرد

غم های زمانه را فراموشم كرد

یك سینه سخن به درگهت آوردم

چشمای سخنگوی تو خاموشم كرد

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)