دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز معلم دوران رو دیدم امده بود دفتر ،انقدر تو صورتم بود که فهمید و گفت : بودی ؟ اره اقای اسماعیل نیا ادرس دادم گفت : شناختم پسرم بوق... دیگه داداشت الان شاگرد منه سراغت رو از اون میگرفتم یک باهم حرف زدیم ... اسمش رو هم امروز فهمیدم

1392/08/07 - 14:25 در دلنوشتِ دنبالریون
18 ديدگاه
O u ➌ Ph ¥

عالی بود

با شعور و با سواد, انقدر با اشتیاق درس میداد که یکم ادبیاتم رو احیا کرد

همنام هم که هستیم د بهتر

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبل
علی ورژن نوکری ...!

معلم ادبیات ما خونشون تو کوچه ماست

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایل
علی ورژن نوکری ...!

ای دو سه کوچه زما دورتر

کاش که همسایه ما میشدی

تا که من و تو ما میشدیم

حال که این فاصله ها فتاد

پس نبری ای دوست من را زیاد

50%شاعر خودم

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘



تو کپی لایک میزنی ؟

مگه ما دست نویسا دل نداریم

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبل
علی ورژن نوکری ...!

پروفی خواهم ساخت...
خواهم انداخت به نگاه...
دور خواهم شد از این سایت غریب ...
که در آن هیچکس کپی کاران را لایک نمی کند
پشت صفحات سایتیست که در آن پنجره ها رو به کپی باز است
هر كودک 6ماهه شهر
عاشقانه ای کپی می کند

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
کاغذ رنگی

فکر کردم لقبی اسم ِ مستعاری چیزی بوده
حیف شد

12 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)