دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو تاکسی : یه پیرمرد با نگاه ِ خسته که آروم با خودش زمزمه میکنه " شُد خزان گلشنِ آشنایی / یه جوون که سامی بیگی رو با ولوم زیاد گوش میکنه / یه اهلِ دل هم نوایی میکنه با "سلام من به تو یارِ قدیمی .. / یکی که از ماشینش فریاد داریوش تا مرزی که میخواد میره / اینا همه و همه و همه تو مُحرم میشه یه رنگ ... . . .

1392/08/08 - 22:46 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)