دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علی به عاصم بن زیاد حارثی، که زهد و ریاضت "پیشه" کرده بود، با خشم، تشر می زند: شیطان پلید تو را چنین پرشان و گمراه ساخته است. چرا ای "بزرگترین دشمن خویش!" به خانواده و فرزندانت رحم نکردی؟ و چرا آنچه را خدا حلال کرده است بر خود حرام می کنی؟ و او که دچار بدفهمی پارسایی علی شده بود و "زهد انقلابی" او را (که پارسایی انسان مسوول است) "زهد صوفیانه" و "ریاضت کشیهای راهبانه" پنداشته بود و نشانه مذهب "فقرپرستی"، گفت: "یا علی، پس تو چرا چنین جامه ژنده و خشن و خوراک نامرغوب و غیر مطبوع داری؟" و علی، با خشم، بر سرش کوفت که: ..."وای بر تو! من مثل تو نیستم. وظیفه من سنگین است، خداوند بر پیشوایان دادگر و رهبران جامعه واجب کرده که زندگی خود را با زندگی محرومترین افراد جامعه شان برابر و هم اندازه سازند و بسنجند". خواهر و برادر و هم گروه و هم نسل روشنفکرم! چگونه بگویم؟ آن خدایی که من به او معتقدم، خدایی است که خانه خودش را، مثل معابد دیگر، وسیله چاپیدن انسانها نمی کند که با قربانی، با نذر و با باج دادن به نمایندگانش، او را راضی کنیم!........... پدر، مادر، ما متهمیم-54 ......شریعتی.....

1392/08/10 - 22:43
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)