دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امشب از داغی دوباره چشم روشن است/ یوسفی رفته است، آری وضع ، روشن است/ گرچه در بزم ، هیچ جای گریه نیست/ در هجوم شعله ها، تکلیف باران، است/ باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز/ این شبستان کهن، با نورایمان روشن است/ کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟/ آسمان ما که با خون شهیدان، روشن است/ هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود/ مردهای مرد را آغاز و پایان، روشن است ...شعر از: میلاد عرفان پور

1390/10/26 - 22:29 در دارالشهدا
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)