دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باران را دوست نداشت هميشه باران وقتي مي باريد كه او پر از گريه بود گريه را دوست نداشت هميشه هنگامي گريه مي آمد كه دلش شكسته بود دلش را هم دوست نداشت هميشه زماني دلش مي شكست كه، او را مي ديد اما او را دوست داشت و هميشه از او و دلش و گريه مي گذشت اما از باران نه تمام مشكل همين جا بود او باران را دوست نداشت. زندگي زيباست نه در رويا... بوسه زيباست نه براي هوس... پرنده زيباست نه براي قفس... دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن

1390/10/27 - 11:06
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)