دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زن پالتو پوست گرون قیمتی که تازه اون روز صبح از فروشگاه خریده بود رو پوشیده بود و مشغول تماشای خودش تو آینه بود، دختر نوجوانش که تازه از مدرسه برگشته بود نگاهی به مادرش انداخت و با خشم گفت : مامان هیچ میدونی به خاطر اینکه تو بتونی این پالتو پوست رو بپوشی و باهاش به دیگران فخر بفروشی یه حیوون معصوم و بی دفاع و بدبخت و بیچاره چه زجری رو متحمل شده ؟ مادر نگاهی خونسردانه به دخترش کرد و گفت : خجالت بکش بچه، این چه طرز حرف زدن درباره باباته ؟!؟

1390/10/27 - 19:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)