دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باور کنید! خواب نیست این، رویا هم نیست. یک چیز، مثلِ وحی، مثل غریزه، مثل یک راز است، باور کنید. *** یک روز در همین شهر، شهر بزرگ من، تهران! وسط همه‌ی میادین و چهاراه‌ها و پیاده‌روها بوسه، نشانِ عشق خواهد بود. اجباری! و دست‌های خالی را، درخیابان‌ها تکفیر خواهند کرد *** یک روز، در همین شهر بزرگ‌ترین چراغ‌ها را، برای تاریکی شب خواهیم افروخت *** یک روز، بزرگ‌ترین دیگِ آشِ پشتِ پا را، برای رفتنِ نفرت، بار خواهیم گذاشت باور کنید! *** یک روز، این شهر، شهر بزرگ من از خواب برخواهد خاست روزی که چشم‌ها، شهرآشوبی‌ها کنند و گرمای دست‌ها، دست‌‌ها را می‌سوزاند آن روزِ نزدیک گره‌ها باز خواهند شد، همه‌ی گره‌ها تمام گره‌ها که به سبزه‌ها زده‌ایم و تمام آن‌هایی که به زندگیمان افتاده و چهل و دو گره که من زده‌ام، نیز که نذر چشمانت کرده‌ام باز خواهد شد. می‌دانم باور کنید خواب نیست این رویا نیست چیزی مثل وحی، تویِ تودرتویِ من وول می‌خورد. *** باور کنید!

1390/10/27 - 23:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)