ازخدا خواستم تا دردهایم را ازمن بگیرد خداگفت :نه! رها کردن کار توست،تو باید از آنها دست بکشی. از خدا خواستم تا شکیبائی ام بخشد خدا گفت:نه! شکیبائی بخشیدنی نیست،به دست آوردنی است. ازخدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد خدا گفت: نه! من به تونعمت وبرکت دادم،حال با توست که سعادت را فرا چنگ آوری. از خدا خواستم تا از رنجهایم بکاهد خدا گفت:نه! رنج وسختی تو را از دنیا دور و دورتر وبه من نزدیک و نزدیکتر می کند. از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد٬ خداگفت :نه! بایسته آ ن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی. من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت نه،من به تو زندگی خواهم داد تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری. از خدا خواستم یاریم دهد تا دیگران را دوست بدارم،همانگونه که آنها مرا دوست دارند. وخدا گفت :آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم...
1390/10/28 - 10:06 در
دوره