دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو گفتي: مي توان با حسرتي خفت به دل آتش زد و خود را بر آشفت تو گفتي: خاطـــــره را مي توان شست دوباره حرف هاي تازه تر گفت تو گفتي: دست ها را مي توان بست هميشه ماند در يک راه بن بست تو گفتي: مي توان بيگانگي کرد تمـــام عمر را ديوانگي کرد تو گفتي ، من ولي کردم نگاهت که ديدم اشک چشم و بغض و آهت نهادم سر به روي هر دو پايت کمي آهسته تر دادم جوابت تو گفتي ، مـن ولي باور نکــــردم گل عشق تو را پرپر نکــــــــــــــردم نمـــي بينم به غير از دوست اينجا خـــــــــدايا .... اين منم !!؟ يا اوست اينجــا؟؟

1390/10/29 - 17:54 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)