دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من از باکرگی مغز تو شعرها در رَحِم خودکار دارم به وقت زایش واژه کدامین آیینه مرا خواهد شکست؟ مردی که سیگار بر لب جام شرابش را می نگرد... به وقت زایش واژه و نوزادی که نیامده می میرد در بین هیاهو و بوق بوق ماشین ها و آسفالتی که هنوز سرد است و هنوز سیاه! در کجای این راه باید عاشق شد؟ در کجای این تیرگی؟ در این همهمه واژه گم می شود و خودکار با طنابی آویز به فکر جمله آخر می ماند و قتل عمد همین سکوت من نیست؟!؟

1390/10/30 - 23:43
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)