دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دندان‌هایش را می‌شکنم! دهانش را پر خون می‌کنم، اگر نام تو را به زبان بیاورد شعرم! شاید تو نامش را حسادت بگذاری اما من می‌خواهم که کودکانت از به زبان آوردن نام تو نهراسند تو می‌دانی که چه اندازه کودکان را دوست دارم زیرا تو را به خاطر چشمانت می‌پرستم نمی‌گذارم شعرم نام تو را به زبان بیاورد نام تو در کتابخانه‌ها بیمار می‌شود در دهان‌های مردمان آزرده می‌شود و حتی موش‌ها می‌توانند بجوندش من هم مثل تو مثل تمامی انسان‌هایم تنم را زمین چرخ خواهد کرد چشمان اسطوره‌ای‌ام حتی خواهند پژمرد همچون اندوه‌هایم استخوان‌هایم حتی خاک خواهند شد شعرهایم حتی فراموش خواهند شد اما هزار سال هزاران سال بعد حتی گورم را اگر بشکافند قلبم را خواهند یافت همچنان سر زنده و خشمگین به اندازه‌ی مشت گره کرده‌ی من که اگر به زمزمه‌هایش گوش بسپارند اگر بگشایندش نام تو را خواهند دانست

1390/11/01 - 13:22 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)