بچه ها یکی از دوستان امروز اینو واسم تعریف کرد من که نفهمیدم چی بگم....دختر خانمها بخونید//.. تا حالا شده تو تاکسی بشینی و بعد یهو بفهمی آقایی که جلو نشسته از آینه داره با لبخند مضحکی نگات می کنه و بعد تو اونقدر گردنت رو عقب بگیری که دیگه توی آینه پیدا نباشی اما فکر کنی الانه گردنت خرد میشه.. بعد تازه بفهمی آقا پسری که کنار مامان جونش عقب نشسته، از هر فرصتی برای پیدا کردن راهی استفاده می کنه تا اون نگاه پر فیض و روحانیش !!! رو تقدیمت کنه و تو مجبور بشی همونطور که گردنت داره خرد و خاکشیر میشه، روتو برگردونی به طرف شیشه ای که نور آفتاب داره مستقیم بهش می خوره... اونم به مدت 40 دقیقه؟