فقر ميخواهم بگويم...... فقر همه جا سر ميكشد ....... فقر، گرسنگي نيست، عرياني هم نيست...... فقر، چيزي را "نداشتن" است، ولي، آن چيز پول نيست..... طلا و غذا نيست..... فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهی يك كتابفروشي مينشيند...... فقر، تيغههاي برنده ماشين بازيافت است، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند...... فقر، كتيبهی سه هزار سالهاي است كه روي آن يادگاري نوشتهاند..... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود..... فقر، همه جا سر ميكشد........ فقر، شب را "بي غذا" سر كردن نيست، فقر روز را "بی اندیشه" سر کردن است
1390/11/04 - 13:39 در
دوره
دردو بر تو کیانا
14 سال و 7 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبل
سلام خانومم.......مرسي گلم
14 سال و 7 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 40 دقيقه قبل
14 سال و 7 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 40 دقيقه قبل