يه آقايي نشسته بود و روزنامه ميخوند که يهو زنش با ماهيتابه ميکوبه تو سرش ... مرد: براي چي اين کارو کردي؟ ... زن: به خاطر اين زدمت که تو جيب شلوارت يه کاغذ پيدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود … ... مرد: وقتي هفته پيش براي تماشاي مسابقه اسب دواني رفته بودم اسبي که روش شرط بندي کردم اسمش سامانتا بود زنش معذرت خواهي ميکنه و ميره به کاراي خونه برسه ..."نتيجه اخلاقي: خانمها هميشه زود قضاوت ميکنند." سه روز بعدش مرده داشته تلويزيون تماشا مي کرده که زنش اين بار با يه قابلمه بزرگ دوباره ميکوبه تو سرش! بيچاره مرده وقتي به خودش مياد، مي پرسه: چرا منو زدي؟ زنش جواب ميده: آخه اسبت زنگ زده بود ...!