دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهرها، درحال ریزش ، گوش ها،ازغرش آوارشهر کر، مردُمش درخواب مصنوعیِ دِگر! بی ثمر، لیک آبادی، هم چونان ویران ومتروک، چشم درراه، منتظر، افسرده هست وُ هم پَکَر، اما ای ویرانه ی نازا! جان من غمگین مباش، بدبین نباش، دستِ کم چندهمدمِ نیکوداری، اولی باشد همان قوشی که می ترسی ازآن، دومی باشد قوای جیرجیرک هائی که شب آرامش من را به یغما می برند، سومی ، زوزه ی باداست وبه هم خوردن درهائی که گردیدند شام موریانه، چهارمی، کُن بردباری تاکه چندین سال موهوم دگر ساکنان بی وفایت دستِ بسته ، چکمه بردوش وپُرازخاک تیغ وُ قرآن برطبق ملتمس آیندوگویند: یاببخش! یاکه این تیغ را بکش انتقامت را بگیر جای سال هائی که بی حرمت شدی...!

1390/11/04 - 22:45 در اواره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)