دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سيگار اخر.......!!!! غروب ومه به هم می آمیزند دراولین ایستگاه شب.... وقتی که دود سفید سيگار از لای انگشتم تاب میخورد در گوشه خلوت افق خورشید بی رمق جان میدهد به چشمان تو تا مهتاب مه آلود چشمانت با حس گمشده ی من درآمیزد طعم تلخ سيگار وسرفه ای لزج باید بروم دود و غروب و سيگار و مه وخورشید بی رمق چشمانت که شعله میگیرد در گوشه ای کم سو باید بروم از این سيگار بیزارم....! ...

1390/11/10 - 09:03
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)