دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دارم آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من بده روشنی آب و شراب را... آسمان بلند و کمان گشادهی پل پرنده ها و قوس و قزح را به من بده و راه آخرین را در پرده یی که می زنی مکرّر کن در فراسوی مرزهای تن ام تو را دوست می دارم در آن دور دست بعید که رسالت اندام ها پایان می پذیرد و شعله و شور و تپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند و هر معنا قالب لفظ را وا می گذاردچنان روحی که جسد را در پایان سفر ، تا به هجوم کرکس های پایانش وا نهد در فراسوهای عشق تو را دوست می دارم در فراسوهای پرده و رنگ در فراسوهای پیکر هایمان با من وعده ی دیداری بده به امید میعاد تو هستم تا همیشه خیلی دوستت دارم

1390/11/19 - 12:21
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)