دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این شعرو می نویسم که هست قصه ی من که الان خیلی تنهاست دل خسته ی من همش تو خیال می گیره دستاتو دستای من کاش می دونستم در چه حالیه دلیل غصه ی من باز بدون اینکه بدونم دارم از تو می خونم اخه عشقت نفوذ کرده به مغز استخونم عزیزم فکر می کنی بدون تو من بتونم؟ اخه کارت رسیده به رگ و استخونم نامهربون دیگه با تو کاری ندارم خاطره هاتو سوزوندم یادگاری ندارم میدونم برنمی گردی امیدی بهت ندارم اما ناخواسته باید بگم: دوستت دارم

1390/11/27 - 00:25
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)