وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید / وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید //// وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید/ وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید //// من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی //// یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/ آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود //// وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد/ آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد //// من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی //// من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر/ چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر //// آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود/ دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شعر تیتراژ فیلم مدار صفر درجه،شاعر افشین یدالهی