دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
-
14 سال و 6 ماه و 22 روز و 25 دقيقه قبلشوهر مريم چند ماه بود که در بيمارستان بسترى بود. بيشتر وقتها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مىکرد و کمى هوشيار مىشد. امّا در تمام اين مدّت، مريم هر روز در کنار بسترش بود.
يک روز که او دوباره هوشياريش را به دست آورد از مريم خواست که نزديکتر بيايد.
مريم صندليش را به تخت چسباند و گوشش را نزديک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
شوهر مريم که صدايش بسيار ضعيف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بودهاى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانهمان را از دست داديم، باز هم تو پيشم بودى. الان هم که سلامتيم به خطر افتاده باز تو هميشه در کنارم هستى. و مىدونى چى ميخوام بگم؟»
مريم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مىخواى بگى عزيزم؟»
شوهر مريم گفت: «فکر مىکنم وجود تو براى من بدشانسى مياره!»
@یاس
14 سال و 6 ماه و 22 روز و 11 دقيقه قبل@گـلـپــری
@دریـــا
حساب اینو میرسید یا رگ سلاخی خودم بزنه بالا.
شوهر مریم
. . . .شوهر مریم ایشالا سوسکا بیان بخورنت 
14 سال و 6 ماه و 22 روز و 8 دقيقه قبلشوهر مریم ایشااله کچل بشی
با دومی موافقترم.
14 سال و 6 ماه و 22 روز23 ثانيه قبل
14 سال و 6 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبلشوهر مریم
14 سال و 6 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 7 دقيقه قبلشوهر مریم
14 سال و 6 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبلشوهر مریم
14 سال و 6 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل