دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آندم که بر روی چهره ی خسته ام دانه های آرزو به می نشینند،... آندم که دلم ی رحم میشود و سنگ بیرحمی،... آندم که همچو که آخرین باشد، منتظر آخرین هستم،... آندم که را با بلند غریبی به تار و پود دلم میکنم،... آندم که با غمناک بر غبارآلود دلم ی سر میدهم،... آندم که به سنگدلان میرود و هیچ برایم نمی گذارند جز و آه،... آندم که از های سرنوشت میگذرم و به های تاریک میرسم،... آندم که از غمها تمام میسوزد و تمام درونم میشود،... آندم که خود را از همه جدا ،به می سپارم،... آندم که طوفانی میشود و آنرا نیست،... آندم که در سکوت و تنهایی و نومیدی فرو میرود و تمام وجودم را فرا میگیرد،... ...!

1390/12/19 - 17:02 در خدای ِ دنیای ِ خودم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)