دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک با دست هایی خونی کنارز بوته ای که پر از برف بود نشست و دست در برف کرد تا خون دست هایش که با آن ها پدر خود را کشته بود پاک کند..... بلند شد و به راه ادامه داد. برگشت و ناگاه مادر خود را دید ، نتوانستن وضع را تحمل کند و به سوی خیابان رفت .... چند دقیقه بعد کل خیابان با خون او رنگی شده بود.... باحال بود؟

1390/12/26 - 00:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)