دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کلاس پنجم دبستان که بودم،پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش اور بود،آن هم به سه دلیل1-کچل بود2-سیگار می کشید وسوم که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن وسال زن داشت.چند سالی گذشت،یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم،درحالیکه خودم زن داشتم،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم! (دکتر شریعتی)

1390/12/27 - 13:15
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)