زور نزن، فکر کن! مردي قوي هیکل ، در چوب بري استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند . روز اول ، درخت برید ، رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه بیشتري کار کرد ، ولی 15درخت برید . روز سوم بیشتر کار کرد، اما فقط 10 درخت برید. به نظرش آمد که ضعیف شده است . پیش رئیسش رفت ، غذر خواست و گفت : نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم ، درخت کمتري می برم! رئیس پرسید :آخرین بار کی تبرت را تیز کردي؟ او گفت : براي این کار وقت نداشتم . تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم ! نتیجه :براي این که در دنیاي رقابتی امروز، همیشه حرفی براي گفتن داشته باشی، بایدبراي به روزکردن خودت،وقت بذاري ! وگرنه ...
1391/01/16 - 13:00 در
داستان کوتاه