خسته شدم. از دست ریتم تکراری روزا وشبام خسته شدم. از این خونه خسته شدم. از دیدن ریخت آدمای دور و ورم خسته شدم. از دلسوزیای مسخرتون خسته شدم. خسته شدم خدا! از دست خودمم خسته شدم. از دست اشکای با دلیل و بی دلیلم خسته شدم. کجا برم که چند روز از همتون دور باشم؟ کجا برم که بیشتر از دوساعت نبینمتون؟ آخ که دیوونه شدم. چرا نباید به اون چیزی که میخوام هیچ وقت نرسم. نذارین که برسم! چرا یه مدته که داغونم و هیچ کس و هیچ چیز نمیتونه آرومم کنه؟ به خدا خسته شدم.دلم یه مسافرت دور و طولانی میخواد. دلم میخواد برم یه جای دوووور تو یه شهر شلوغ که هیچکی رو نشناسم. از کنارشون رد بشم و بیتفاوت لبخند بزنم. دلم میخواد تنها باشم چرا درک نمیشم؟خدایا خسته شدم چیکار کنم؟؟ حداقل تنهام بذارین. من نیازی به مهربونی هدفدار ندارم. دوست ندارم به زور بخواین همدمم بشین و آخرش حالمو بدتر از این کنین...