دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرزوهای کودکی را یکی یکی به خاک سپردم و فاتحه خواندم، شانه هایم سبک‌تر شده بود...دگر هیچگاه دوردست را ندیدم،شاید آینده از کنارم پر زده بود...خوش به این بودم ردپاهایم به دنبال من ‌اند ترکم نخواهند کرد...به مرز جنون رسیدم و از هر سو یک بیگانه بودم...

1389/07/06 - 16:02 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)