دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پنجره‌ها را یکی یکی به روی خویش بستم،هیچ لذتی برای دیدن نبود...وقت بدرود با گذشته رسیده بود، بی‌مقصد به راهم ادامه ‌می‌دادم...چهره‌ی آینه ناله می‌کرد، چه حرفهایی ناگفته داشت...دلِ سنگم هم به حالِ او می‎‌سوخت ناچار آن را شکستم...

1389/07/06 - 16:06 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)