دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چشمهايت را ببند! اينجا، مرز بين فقر و فحشا فقر نبودن تو و فحشاي بي تو بودنم وجدان، ناله سر مي دهد پيمان بي خيال پيمان مي شكند! حواست هست؟! تنهايي، منصفانه تقسيمم مي كند بين خود و خود! هم آغوشي من با من! عرياني چند خيال و تني كه دود مي شود آري اينجا هرزگي بيداد مي كند عقده ي مشترك تنها "تنها" و تنهايي نيمه جان شبهايم تن تو همين چند ثانيه قبل در آغوش من دود شد

1391/01/23 - 11:23 در میکده
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)