انتظارم برای دیدن تو
برای با تو بودن و لمس دست گرم ات
در انتظار نگاه عسلی ات
و...
در انتظار برگشت تو ام
خواستم فراموشت کنم
اما برای فراموش کردت تو
به سال های چند...
فصل های چند...
شب های چند...
و
عمری چند نیازم
نمیدانم چرا این زود از من دل بردی و سبس دل بریدی
که حتی از حالم یک لحظه خبر نداری
بیا بیبن با همان چشمان سردد
در آتش سوزان جدای ات چنان میسوزم
من که با همه.... زندگی ام را به دستان تو دادم
تو که با دستان خود و.... با حرف های سردد
زندگی ام دیگرگون کردی
زحالم بی خیال شدی و امیدم نا امید کردی
باز هم در انتظارت ام
تنها توی که در های دلم برایت همیش باز است
باز هم انتظارت ام
چونکه نمی ترسم و ...
خسته نمیشوم از
دوست داشتن تو
....باز هم در انتظارت ام