دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شب که مرد و همسرش توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودن. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یک دفعه خانم برگشت و به مرد گفت: - من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام که بغلم کنی! - مرد: چی؟ یعنی چه؟! و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار می‌کوبونه بهش داد: - تو اصلاً به احساسات ... (حق با کیست؟)

1391/01/24 - 12:13
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)