دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پرسید زمن کســی بگـو یـــار تـو کیست توصیف از او بکـن بــگــو در او چیست گفتم چـه بگـویــم رخش ای دوسـت نیـکوست خورشید صفت وصف رخش هم در اوست ***** زلــف او را در سیــاهـی شــام یــلــدا دیده ام بوی خوش از قامتش از بس کـه گویا دیده ام ابرویش همچون کمان گویی که با تیر مژه خویش را در عشق او هر لحظه رسوا دیده ام ***** چونکـــه دیــدم لعل زیبایــــش انارم یاد شد سرخــی لـب های رنگـیـنـش به دل فریاد شد شهد و شکر شرمگین شد پیش گفتـارش همه با خــــرام قــد او آهــــو زبـــنــد آزاد شد ***** خواستـم تـوصـیـف عشـقـش رابه دل انـشا کنم واژه‌‌‌ٍ زیــــبا نــدیــدم تــا ســخــن پــیــدا کنم خود بـــرایـم بهـتریـن شعر بهارین عشق بود دیــدم اندر بــنــد او دل را چــرا غـوغا کنم

1391/01/24 - 12:32
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)