دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سر کلاس بودیم گوشی استاد زنگ خورد از کلاس رفت بیرون، همزمان با این حرکت یکی از دخترای کلاس که اسمش فرشته بود اومد تو کلاس، در این لحظه بود که من بانگ برآوردم که دیــو چو بیرون رود فرشته درآید! و کلاس منفجر شد، اندکی پس از این انفجار مهیب استاد با چهره ای عبوس و خشمگین وارد کلاس شد، پیشدستی نموده و بارِ دیگر بانگ برآوردم که استادِ محبوب ما به کلاس خوش آمد! و تا آخر ترم همه به خوبی و خوشی در کلاس درس حاضر شدیم! [] گذشت تا اینکه روز امتحان، من که چون خر در گل تپیده بودم با چهره ای زار و پریشان از استادِ محبوب درخواست راهنمایی کردم و او با دستی بر شانه ی من عرضه داشتند که : بگذرد این روزگار تلختر از زهر! [:/] میخوام بگم تو یه همچین جو انقلابی ای پرورش یافتم!!

1391/01/25 - 21:54 در دوره
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)