دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواستم بگم دارم میرم کلاس، ولی نگران بودم مامانم مثل همیشه گیر بده که ناهار بخور بعد برو ..خلاصه.. حاضر شدم و با نگرانی گفتم مامان دارم میرم دانشگاه.. استثنائاً ایندفعه1 کلمه گفت باشه گفتم عجب مادر فداکاری، نمیگه بچش ناهار خورده نخورده؟! گرسنه بره دانشگاه آخه؟ از اونجا بود که فهمیدم دچار یک نوع خود درگیری بدخیم ام

1391/01/26 - 13:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)