دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شگفتا ! وقتی که بود نمیدیدم، وقتی میخواند نمی شنیدم، وقتی دیدم که نبود ... وقتی شنیدم که نخواند ...! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال، در برابرت، میجوشد و میخواند و مینالد، تشنه آتش باشی و نه آب، و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت، و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان بارید، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش، و بعد ، عمری گداختن از غم نبودن کسی، که تا بود، از غم نبودن تو ، می گداخت.

1391/01/26 - 13:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)