دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چیزی بگو بهار ! ... چیزی بگو تا از میان واژگانت شاعر بیچاره ، شعری را شکار کند برای روز مبادا ! آخر می دانی ؟! ... .واژگان تو گله های پروانه اند!... و من با تور غزل ، مثل کودکی بازیگوش ، در کوچه باغهای زندگی ، لا به لای این همه آلاله ، دنبالشان می دوم !...حتی وقتی که خسته خسته ، در سایه سار مژگان نیلوفری ات، با صدای لالایی نگاهت به خواب می روم ، باز هم خواب پروانه را می بینم !... چیزی بگو ! ...چیزی که به تمام تاریخ ادبیات عاشقانه جهان بیارزد !...چیزی که همه چیزی باشد و هیچ چیز ! ... چیزی مثل هوا : بن مایه حیات و نادیدنی !... لب تر کن تا دیده تر نکنم !.... (( چیزی بگو ! ...پیش از آنکه در اشک غرق شوم ...چیزی بگو ! ))..

1391/01/29 - 12:03
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)