دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از سر ما عاقبت دریای توفانی گذشت سخت جانی کردم و سختی به آسانی گذشت قانعم با دیدنت ...با یک سلام زورکی گر چه عمرم پشت در تنها به دربانی گذشت یک زمان دعوت به مهتابی زمانی آفتاب ... پا به پایت روز و شب دائم به مهمانی گذشت سایه ای از پیش رویم رد شد و حرفی نزد مثل یک کولی که از دست پریشانی گذشت چیزی از این سفره ی خالی نمی ماسد تو را بارها بر باغ ما انواع ویرانی گذشت نوچه هایت را بگو ای گنده لات سرنوشت دوره ی قداره بندی خیابانی گذشت گفته ام تا که حسابی گرد گیری ات کنند این که با یک عربده ما را بترسانی گذشت عشوه ات را کم کن و حالا به ساز ما برقص باورم کن روزگار گربه رقصانی گذشت جان هر چی مرد اگر چیزی بگویم با کسی آنچه بین ما شب سرد زمستانی گذشت

1391/01/29 - 12:07
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)